ميرزا شمس بخارايى
30
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
كوفتگى و بيمارى در راه جان دادند . با كشته شدن ولى محمّد خان - عموى امام قلى خان نوهء جانى بيگ سلطان و آخرين طرفدار شاه عبّاس در ماوراء النهر - در اواخر سال 1020 ه . ق / 1611 م ، دوباره استقلال اوزبكان به همّت امام قلى خان در آن سامان برقرار گرديد . امام قلى خان بخارا را به پايتختى برگزيد و ندر محمّد خان برادر كوچكتر خود را با استقلال كامل به عنوان خان بلخ تعيين كرد . شاه عباس با قدرت و اعتبار روز افزون خود همسايهء قدرتمندى به شمار مىآمد و دو برادر با حفظ به ظاهر دوستانه با وى در ارتباط بودند . « 1 » امام قلى خان 1051 - 1020 ه . ق / 1641 - 1611 م پس از كشته شدن ولى محمّد خان 1021 ه . ق / 2 - 1611 م ، صفويان تا دير زمانى متوجه ماوراء النهر نشدند و امام قلى خان فرصت يافت تا قبايل سركش را سركوب كند ؛ او در سال 1021 ه . ق ، از مرز ماوراء النهر تا « اسفره » و « قره تاغ » پيش راند و قبايل قزاق قراقلپاق و قلماق را سركوب كرد ؛ پس از به دست آوردن پيروزى ، تا شكند را كه مرز ميان اين قبايل به شمار مىآمد به اسكندر خان پسر خود سپرد تا همواره مراقب فعالّيتهاى آنان باشد . امّا شاهزاده با مردم آنجا به خوبى رفتار نكرد ؛ مردم برآشفتند و او را از پاى در آوردند . « 2 » چون خبر قتل اسكندر خان به بخارا رسيد ، امام قلى خان خشمگين شد و با سپاهى نيرومند آهنگ تا شكند كرد . او سوگند خورد تا خون دشمنان به ركاب وى نرسد از كشتن مردم آن سامان دست نكشد . پس از محاصرهاى طولانى مدّت بر آن شهر دست يافت . به فرمان امام قلى خان ، نخست تمام مردم را - بجز كودكان و سالخوردگان - كشتند ؛ چون خون كشتگان به ركاب او نرسيد به كشتن كودكان و سالخوردگان نيز فرمان داد . ولى علما ميانجيگرى كردند و براى اينكه سوگند شاه راست شود ، گودالى حفر كردند ، در آن خون
--> ( 1 ) . روضة الصفاى ناصرى ، ج 8 / 409 ، 410 ؛ تاريخ افغانستان / 105 ؛ زندگى شاه عبّاس / 233 - 238 ؛ تاريخ عباسى / 434 ؛ تاريخ منتظم ناصرى ج 2 / 905 ؛ زندگانى شاه عبّاس اوّل ، ج 4 / 138 . ( 2 ) . كشكول سليمى / 246 ؛ تاريخ مقيم خانى / 56 .